گروهى از نويسندگان

حق اليقين شبسترى 13

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

مدرك و از اين جهت كه با عدم ادراكست بجهل و غفلت ماند و صاحب اين حال از اين وجه مستور گردد و تَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وَ هُمْ رُقُودٌ وَ نُقَلِّبُهُمْ سرّ نازك بعد از اين حال حاليست كه از مقام كثرت كه شرك خفى است مرتفع گردد و فناء مدرك و ادراك در مدرك آن‌چنان‌كه هست ظاهر شود كه يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ و يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ و لوازم آن از انتشار كواكب و تكوير آفتاب و غير آن حاصل گردد و نداى حقيقى ازلى و ابدى به گوش هوش سالك بىهوش رسد كه لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ و از خلاى فناى صدائى خيزد كه لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ تمثيل عقل را ادراك اين شهود به مثابه محسوسات حسى است نسبت با حسى ديگر يا چون نسبت امكنه است نسبت بالوان يا طبيعت ناموزون نسبت با موزونات طبيعى چون شعر و اصول موسيقى از آنكه تصرف او بامور مذكوره به‌واسطه نسبتهاى خفيّه است از اشخاص و انواع كليات و اين جمله از امور نسبى است و از عالم خلق است و ادراك عالم امر وراى اينست فكيف ادراك مالك امر و خلق كه از اين جمله منزه است أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ فَتَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ رمز از تنگناى اين مقام است لا يسعنى فيه ملك مقرب و لا نبىّ مرسل فرمود ( لَوِ اطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً وَ لَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً ) سر نازك